
ماجرای ورودت به سینما را بگو.
شاهرخشاهي: زمستان سال 80 بود و اردشیر افشین راد دستیار سامان مقدم برای "خوکها" دنبال دو بازیگر جوان بود. من شنیدم اما برای تست نرفتم. اردشیر همبازی من در "مکس" را دید و پیشنهاد تست فیلم سامان را مطرح کرد. او هم با من تماس گرفت و باهم رفتیم برای تست. سامان از من خوشش آمد و مشخصاتم را گرفت و ما دو نفر انتخاب قطعی شدیم. فیلمنامه خیلی خوبی بود و حیف که منتفی شد. بعد رفتیم در پیش تولید "مکس" که یکسال و نیم هم طول کشید و من اولین کسی بودم که از مجموعه "مکس" انتخاب شدم. فیلم ساخته شد و حدود دو سال بعد اکران شد.
• بعد از «مکس» مدتي خبری از نیما شاهرخشاهی نبود. چرا؟
شاهرخشاهي: من به صبر اعتقاد عجیبي دارم و از آنجایی که ورودم به سینما با سامان یک ورود حرفهای خوب بود، کار دوم برایم خیلی مهم بود. بعد از "مکس" چند تایی سریال و دو سه تا پیشنهاد فیلم داشتم که صبر کردم و ترجیح دادم کار نکنم. اینکه موقعیتم با چی و چطور تثبیت بشود برایم مهم بود.
• تا اين كه «پارک وی» پيشنهاد شد....
شاهرخشاهي: برای "پارک وی" با خیلیها صحبت شده بود، پیش تولید هم طولانی بود و من هم اتفاقا در جریان همه چیز بودم و از آنجایی که كارهاي جیرانی را دوست داشتم و عاشق کاراکترهای فیلمهایش بودم، ماجرای انتخاب بازیگرش را هم دنبال می کردم. اصلا فکرش را هم نمیکردم که برای فیلم در نظر گرفته بشوم. اتفاقا داشتم وسوسه میشدم که کار دیگری را قبول کنم که شریفینیا زنگ ز و من رفتم برای تست. یکی از مهمترین خصوصیات کوهیار که خود جیرانی هم روی آن تاکید داشت نوع نگاههایش بود و شریفی نیا این ها را در من می دید. فیلمنامه را آوردند و من قسمتهایی از دیالوگها را گفتم و همان جا هم احساس کردم جیرانی بیشتر به نگاهها توجه دارد تا گفتار و کلام. فردای همان روز تماس گرفتند و گفتند بیا برای قرارداد.
• فکر میکنی چه قابلیتهای خاصی باعث شد که برای نقش کوهیار انتخاب بشوی؟
شاهرخشاهي: 50 درصدش نگاههای کوهیار بود که آقای جیرانی از من دید، بعلاوه اینکه از نظر فیزیک و ظاهر هم من را بررسی کرد. تند گفتن دیالوگ هم برایش مهم بود. شاید هم دوست داشت بیننده از ایفاگر نقش کوهیار ذهنیت قبلی نداشته باشد.
• چه دلایلی باعث شد اين نقش را قبول کنی؟
شاهرخشاهي: فیلمنامه را که گرفتم همان شب ساعت 12 شروع کردم به خواندن، با توجه به اینکه میدانستم داستان یک آدم روانپریش و در ژانر وحشت است، فضای مشابه ایجاد کردم؛ نور کم و یک موزیک خاص. خیلی دقیق فیلمنامه را خواندم و سکانس به سکانس خودم را جای کوهیار گذاشتم. بعضی جاها خودم هم وحشت میکردم و همینطور توی ذهنم میگفتم عالیه. فردا صبح که دستیار کارگردان تماس گرفت، پرسید می دانی که نقش خیلی حساس است و تهیهکننده هم حساسیت زیادی روی بازيگر فیلم دارد. میتوانی بازی کنی ؟ و من هم خیلی با اطمینان و تسلط گفتم که میتوانم و دلایلم را توضیح دادم.
• آن موقع چقدر به موفقیت فیلم و جذب مخاطب فکر میکردی؟
شاهرخشاهي: خیلی زیاد، فیلمنامه خیلی خوب بود و در اجرا هم همه چیز خوب پیش رفت.
• احتمال میدادی كه فیلم پرفروش بشود ؟
شاهرخشاهي: در حین کار فکر میکردم پر فروش بشود، یک سری صحنهها بود که در طول کار اضافه شدند و با توجه به آنها احتمال میدادم کار پر فروشی شود.
• واكنشهاي مردم در طول جشنواره و این یک هفته که از اکران فیلم می گذرد، چطور بوده؟
شاهرخشاهي: بعد از "مکس" خیلیها میآمدند پیش من و عکس و امضا میگرفتند. همه شخصیت امیر علی را دوست داشتند و تحت تاثیر فیلم قرار گرفته بودند، اما بعد از "پارک وی" دو جور برخورد میشد: یا بازی را دوست داشتند و تبریک میگفتند و یا اینکه آنقدر من را در قالب نقش پذیرفته بودند که بیشتر به عنوان کوهیار با من برخورد میشد تا نیما شاهرخشاهي.
• به نظر بعضی ها پایان «پارک وی» نا مفهوم است، چرا؟
نیما: خب پایان "پارک وی" باز است و شاید هم "پارک وی 2 " ساخته شود.
• نظرت در مورد بیانت در "پارک وی" چیست؟
شاهرخشاهي: خب من در "مکس" کاملا گویشم متفاوت بود ولی اینجا با توجه به کاراکتر کوهیار اصلا قرار بود که تا حدودی غیر عادی باشم. بنا به نظر خود آقای جیرانی باید تند صحبت می کردم.
• بطور کلی از بازي در فيلم "پارک وی" راضی هستی؟
شاهرخشاهي: به نظر من کسی که جرات ساخت چنین فیلمی را در سینمای ایران داشته باشد، باید مورد تقدیر قرار بگیرد، خیلیها اصلا برای خندیدن به سینما میروند اما همانها هم در مواجهه با بعضی صحنههای فیلم دچار رعب و حیرت میشوند. سر برخی صحنهها صداهای خنده به کلی در سالن قطع میشوند. ما این ژانر را در سینمای ایران تجربه نکردیم و بیشتر نمونهها هالیوودی بود. در هر حال "پارک وی" یک اتفاق نو در سینمای ماست.
• صحنهای از فيلم هست که از آن راضی نباشی؟
شاهرخشاهي: من تمام انرژیام را گذاشتم. میترسم اگر 3، 4 تا کار دیگر هم بکنم باز این کارم را بیشتر دوست داشته باشم. صحنهای که زیر باران میدویدیم خیلی سخت بود، من باید سرعتم را با دوربیني که دارد دور 360 درجه میزند تنظیم میکردم و همزمان هم نباید به دوربین نگاه میکردم و چیدمان هم خیلی خاص بود، بعلاوه باران که فاجعه بود و این شرایط سخت 5 بار تکرار شد و بازهم البته چیزی که می خواستم نشد.
• کدامیک از صحنههای "پارک وی" را بیشتر دوست داری؟
شاهرخشاهي: صحنهای که با ماهیتابه زدم توی صورت فلور و صحنهای که بعد از اینکه کتک خیلی بدی خوردم و سردم شده و دارم می لرزم، با توجه به اینکه وسط تابستان بود و من 4 تا لباس پوشیده بودم و پتو هم دورم بود، یک سری دیالوگ حسی داشتم که خیلی خوب بودند.
• صحنهاي كه روی پل پارک وی برخلاف جهت ماشینها حرکت میکنی، کاملا مشخص است که پل بسته شده و جز ماشین تو و رعنا، ماشین دیگری نمیبینیم .
شاهرخشاهي: قبول دارم. چون ما فقط ۱۰ دقیقه اجازه بستن پل را داشتیم و باید تو همین ۱۰ دقیقه این سکانس را فیلمبرداری میکردیم، به دلیل کوتاهی وقت نتوانستیم ماشین دیگری اضافه کنیم.
• در سکانس شب که كوهيار و رعنا روی پل پارکوی حرکت میکنند، ما چند ماشین در حال حرکت به سمت مخالف ماشین رعنا میبینیم. اما پلان دوم که تو از ماشین پیاده میشوی دیگر ماشینی دیده نمیشود جز 2 تا که آنها هم به شکل غیرطبیعی از جلوی ماشینهای شما عبور میکنند، حتی چراغ عقب ماشینی که جلوی شما ایستاده روشن میشود و کاملا مشخص است که بعد از گفتن کلمه حرکت توسط جیرانی این ماشین شروع به حرکت میکند .
شاهرخشاهي: اینها هم شاید بخاطر کمبود وقت و امکانات بوده.
• در سکانسی از فیلم «آب و آتش» هم ماشین در خلاف جهت اتوبان حرکت میکند و همین حرکت باعث تصادف شدیدی بین دو ماشین سر فیلمبرداری شد و شاید به همین علت جیرانی دیگر از حرکت ماشین در خلاف جهت بین دیگر ماشین ها خودداری کرده، در صورتی که میتوانست با توجه به تجربه قبلی این سکانس را خیلی بهتر بگیرد. سر فیلم «کارناوال مرگ» که چند ماه پیش فیلمبرداری میشد، چندین ساعت خیابان ولیعصر را برای فیلمبرداری بستند و شب دیگری هم چندین ساعت تونل رسالت را بستند. چرا برای «پارک وی» این اتفاق نیفتاد ؟
شاهرخشاهي: حتما آنها قدرتی داشتند که میتوانستند کل تهران را هم ببندند، اما گروه ما این قدرت را نداشت .
• قبول داری برخی از این کمبود امکانات در فیلمبرداری باعث خندهدار شدن بعضی از سکانسها شده؟
شاهرخشاهي: "پارکوی" میتوانست خیلی بهتر باشد.
• خیلی از سکانسهایی که در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شدند در اکران عمومی حذف شدهاند. بطور مثال سکانسی که تو با تبر به کمر شریفینیا میزنی و خون از کمر او بیرون میریزد.
شاهرخشاهي: رنگ خون خیلی بد بود و شباهتی با خون واقعی نداشت، ضمنا اگر تبر به کمر آدم بخورد آنقدر خون بیرون نمیریزد که نشان داده میشد .
• خیلیها تبر را با چوب اشتباه میگیرند، چون زاویه دوربین اصلا طرف تیز تبر را نشان نمیدهد .
شاهرخشاهي: فیلمبردار اين سکانس را طوری فیلمبرداری کرد که حتی درخشش تیزی تبر هم معلوم شود، اما چون با حذف سکانس بیرونزدن خون از کمر، ضربهزدن من به کمر شریفینیا خیلی سریع اتفاق میافتد شاید تيزي تبر احساس نمیشود .
• دستي که چاقو میخورد بزرگتر از دست خودت به نظر میرسد.
شاهرخشاهي: قبول ندارم، چون دست دقیقا با قالب اندازه گیری شد و کاملا اندازه دست خودم بود و خون در آن جریان داشت که به پمپ خونی متصل بود. این دست مصنوعی به اندازهای شبیه بود که وقتی در کنار دستم قرار میگرفت به سختی قابل تشخیص بود.
• سکانسی که جلوی کامیون میایستی خیلی خوب کار شده، اما پلان قبلش که با رعنا داخل ماشین نشستهاید و به او التماس میکنی، گریهات کاملا مصنوعی است و خوب در نیامده .
شاهرخشاهي: ما برای آن سکانس يك بار بیشتر نمیتوانستیم از زیر پل رد بشویم چون اگر می خواستیم دوباره بگیریم باید ۳۰ دقیقه دور میزدیم تا به آن نقطه برسیم و يك حلقه نگاتیو هم بیشتر همراه گروه نبود که ۲ دقیقه می توانستیم فیلم بگیریم. من قبل از فیلمبرداری برای ان پلان خیلی حس گرفتم اما به فیلمبرداری که رسیدیم واقعا هر کاری کردم نتوانستم گریه کنم.
• خیلی خوب است که اینقدر راحت جواب میدهی چون قبل از این که به دفتر سایت بیایی گفتم هر سوالی از نیما شاهرخشاهي بپرسیم میتواند در جواب بگوید: " نقش، نقش یک آدم روان پریش است" و همه چیز را به این مساله ارجاع بدهی
شاهرخشاهي: دقیقا، من اگر بخواهم توجیه کنم میتوانم همین را بگویم ولی اصلا اهل توجیه نیستم.
• قبول داری که "پارک وی" یک مجموعه از فیلمهای قبلی جیرانی است ؟
شاهرخشاهي: مثلا ؟
• از اول فیلم برایت میگویم: مثلا سکانس قطع برق در خواستگاری(سالاد فصل)، حرکت در خلاف جهت خیابان (آب و آتش)، سکانسی که رعنا سعی میکند از خانه فرار کند و تو با چوب او را می زنی(قرمز)
شاهرخشاهي: شاید جیرانی از این سکانس ها خوشش آمده و خواسته دوباره از این ها استفاده کند .
• جایی گفتی فقط بهرام رادان میتوانست این نقش را بازی کند. چرا؟
شاهرخشاهي: جدا از قابلیتها و تواناییهایش، بخاطر نگاهش که به نظر من خیلی خاص است.
• و در مورد پیشنهاد های بعد از "پارک وی" و اینکه الان روی پروژه خاصی کار می کنی؟
شاهرخشاهي: بعد از "پارک وی" پیشنهادی داشتم که خیلی شبیه کوهیار بود ولی من فکر می کنم کوهیار یک بار اتفاق افتاد و نقش خیلی مشابهاش را بازی نمی کنم. شاید در آینده روزی اگر پیشنهاد مشابهی باشد یا بازی نمی کنم یا قرار باشد بازی کنم طور دیگری درش میآورم. در حال حاضر هم قراردادی دارم برای "جوانان ایستاده می میرند"، کار از بلژیک شروع و در خاک آلمان هم تمام میشود که یک کار بینالمللی است و تمام عوامل آلمانی هستند و در استودیوی فیلمسازی برلین تهیه می شود.
• قرار بود فیلمی در رابطه با جام جهانی بازی کنی که در آلمان فیلمبرداری شود؟
شاهرخشاهي: ما حتی ویزا هم گرفته بودیم. همه کارهای فیلمبرداری هم تقریبا جور شده بود اما به دلایلی پروژه منتفی شد.
• بدون اینکه کلیشهای جواب بدهی، بهترین بازیگر سینمای ایران از نظر تو کیست؟
شاهرخشاهي: خب بدون کلیشهای جواب دادن، من بازی امین حیایی را خیلی دوست دارم، تیپساز فوقالعاده ایست.
• بهترین فیلمهایی که دیدی؟
شاهرخشاهي: من "کافه ستاره" را خیلی دوست دارم، "هامون"، "سنتوری" و "چهارشنبه سوری" از فیلمهای ایرانی و "Terrain Spotting" ، "بدو لولا بدو" و "Shutter" که این آخری از سینمای تایلند است.
• دوست داری با کدام کارگردان کار کنی؟
شاهرخشاهي: "داریوش مهرجویی" و دوباره با سامان مقدم و فریدون جیرانی
• با بازیگران سینما دوستی و معاشرت داری؟
شاهرخشاهي: خیلی محدود در حد شناخت.
• اهل شرکت در مراسم و جشنهای سینمایی هستی؟
شاهرخشاهي: خیلی کم
• آخرین فیلم ایرانی و خارجی که دیدی؟
شاهرخشاهي: «نقاب» و فیلم "فهرست شیندلر" را 3، 4 شب پیش دیدم که خیلی دوست داشتم ببینم ولی دستم نرسیده بود.
• نظرت در مورد جشنواره امسال چه بود؟ فکر میکنم به داوریها تا حدودی معترض بودی؟
نیما: به شدت حق "پارک وی" پایمال شد. حداقل در 4 بخش بازیگری، فیلمبرداری، صدا گذاری و کارگردانی لیاقت کاندیدا شدن داشت. البته نادیده گرفته شدن مهرجویی و سنتوری هم که خیلی عجیب و غریب بود.
• چندتایی اسم ازت می پرسم و تو هم خیلی کوتاه نظرت را بگو، نهایتا در یک جمله.
فریدون جیرانی:
عاشق خصوصیات کودکانهاش هستم.
پارسا پیروزفر:
توانمند
هدیه تهرانی:
سوپر استار اول زن ایران.
سامان مقدم:
دوست صمیمی من.
محمدرضا گلزار:
بیشتر خوش قیافه است.
بهران رادان:
"علی سنتوری"
امین حیایی:
سلطان تیپسازی
گلشیفته فراهانی:
آنقدر توانا هست که بدون اینکه بخواهد میتواند بازی همه را بخورد.
محمدرضا شریفی نیا:
انتخاب بازیگر ..... کسی را که برای یک نقش انتخاب میکند ذاتا به نقش نزدیک است
تهمینه میلانی:
از خانم ها بپرسید بهتره!
اخراجیها:
امین حیایی
شام آخر:
هیچ کس فکرش را هم نمیکرد که ........
آتش بس:
موقعی که جنگ تمام میشود میگویند آتش بس!
سنتوری:
حقش در جشنواره خورده شد
"پارک وی":
ژانر نو در سینمای ایران